قادر حيدرى فسايى

71

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

دو مرحله توضيح داده مىشود : مرحله‌ى اول : بنابر قول صاحب فصول صلوة صحيح است ( قول صاحب فصول يعنى مقدمه‌ى موصله واجب است ) . دليل : صغرى : صلوة ، مقارن نقيض است ( طبق عقيده‌ى صاحب فصول ، ترك صلوة موصل به عنوان مقدمه براى ازاله ، واجب است . نقيض ترك صلوة موصل ، صلوة نيست به بيانى كه قبلا گفته شد . بلكه نقيض آن ، ترك ترك صلوة موصل است كه حرام مىشود . آنگاه صلوة از مقارنات اين نقيض است . چون گاهى اين نقيض با صلوة جمع مىشود و گاهى جمع نمىشود مثل آنجا كه مكلّف ، صلوة و ازاله را ترك مىكند كه از آن تعبير به ترك مجرد مىشود ) . كبرى : مقارن نقيض ، حكم نقيض را ندارد . ( حكمى كه براى يك شىء ثابت شد به ملازمش كه هميشه با آن شىء است سرايت نمىكند . چون حكم تابع ملاك است و صرف ملازمه ، موجد ملاك نيست . در متلازمين ، توافق در حكم لازم نيست بلكه عدم اختلاف در حكم لازم است . يعنى نمىشود متلازمين دو حكم مختلف داشته باشند بطورى كه تكليف بما لايطاق لازم بيايد . از باب مثال ، استقبال به جنوب ، ملازم با استدبار از شمال است . اگر اولى واجب شد شرعا ، لازم نيست كه دومى نيز واجب باشد شرعا . بله نبايد اين دو ، دو حكمى داشته باشند بطورى كه تكليف بما لايطاق لازم بيايد به اينكه مثلا اولى واجب و دومى حرام باشد . خلاصه اينكه حكم شىء به ملازمش سرايت نمىكند چه رسد به اينكه به مقارنش كه گاهى همراه با او و گاهى منفك از اوست سرايت كند . پس حكم نقيض كه حرمت است به مقارن نقيض سرايت نمىكند ) . نتيجه : پس صلوة ، حكم نقيض را ندارد . يعنى صلوة حرام و فاسد نيست . مرحله‌ى دوم : بنابر قول مشهور صلوة فاسد است ( قول مشهور يعنى مطلق المقدمه واجب است ) . دليل : طبق عقيده‌ى مشهور ، ترك صلوة به عنوان مقدمه براى ازاله ، واجب است .